
مقدمه:
مولانا جلال الدين مولوي كه از شاعران بزرگ و برجسته ي ايران اسلامي است، خدمت عظيمي به عرفان، اسلام و ادبيات ايران و جهان كرده است و هنوز هم كليات مثنوي معنوي و ديوان شمس او از ارزشمندترين آثار الهام بخش معارف اسلامي است. او در شرحي بر حديث معروف پيامبر اكرم (ص) كه فرمودند: هر كس بخواهد عالم آدم، تقواي نوح، بردباري ابراهيم، هيبت موسي (ع) . عبارات عيسي (ع) را ببيند به علي بنگرد مي گويد:
|
تا صورت پيوند جهان بود علي بود |
تا نقش زمين بود و زمان بود علي بود |
|
شاهي كه ولي بود و وصي بود علي بود |
سلطان سخا و كرم و جود علي بود |
|
مسجود ملائك كه شد آدم، زعلي بود |
آدم چو يكي قبله و مقصود علي بود |
|
هم آدم و هم شيث و هم ايوب و هم ادريس |
هم يوسف و هم يونس و هم هود علي بود |
|
آن شير دلاور كه ز بهر طمع نفس |
در خوان جهان پنجه نيالود علي بود |
|
آن كاشف قرآن كه خدا در همه قرآن |
كردش صفت عصمت و بستود علي بود |
|
آن عارف سجاد كه خاك درش از قبر |
از كنگره عرش برافزود علي بود |
|
آن شاه سرافراز كه اندر ره اسلام |
تا كار نشد، هيچ نياسود علي بود |
|
آن قلعه گشايي كه در از قلعه ي خيبر |
بركند به يك حمله و بگشود علي بود |
|
چندان كه در آفاق نظر كردم و ديدم |
از روي يقين در همه موجود علي بود |
|
اين كفر نباشد، سخن كفر نه اين است |
تا هست علي باشد و تا بود علي بود |
|
سر دو جهان جمله ز پيدا و ز پنهان |
شمس الحق تبريز كه بنمود علي بود[1] |
برچسب: امامت و ولایت,امامت و ولایت در قرآن,امامت و ولایت چیست,امامت و ولایت از دیدگاه شیعه,امامت و ولایت از دیدگاه قران,امامت و ولایت امام زمان,امامت و ولایت حضرت علی,امامت و ولایت در,امامت و,امامت و ولایت در نهج البلاغه,
نویسنده: کیان حیدری